[پیام های بازرگانی , ]

شـــمـع و شـــقـایـــق

برای آشنایی بیشتر با من به سایتم مراجعه کنید چون همینطور که میدانید اینها اشعار دیگران است

ترانه های مرا در سایت کتابم ببینید

www.shb.ir

برای یک پارچگی و هماهنگی بیشتر از این پس فقط با یک وبلاگ در خدمتتان خواهم بود

نوشته شده توسط شقایق در شنبه 11 آذر 1385 و ساعت 12:12 ب.ظ
ویرایش شده در شنبه 11 آذر 1385 و ساعت 12:12 ب.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

عشق [شب و شعر و ترانه , ]

عشق از زبان بچه های 4 تا 8 ساله

 

  گروه متخصص و محققی در یک تحقیق سوالی را از گروهی کودک خردسال پرسیده بودند که پاسخهایی که بچه ها دادند عمیق ترو متفکرانه تر از تصورات بود
سوال این بود
 


معنی عشق چیست؟

وقتی کسی شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقیه می گه . وقتی اون شما رو صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده. بیلی - 4 ساله

مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه پدر بزرگم همیشه این کار رو براش می کنه حتی حالا که دستهاش ارتروز گرفتن ، این عشقه. زبکا - 8 ساله

عشق موقعیکه دختره عطر می زنه و پسره هم ادکلون، و دو تایی می رن بیرون تا همدیگر رو بو کنن. کارل -5 ساله

عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون رو می دهید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو بده به شما. کریستی - 6 ساله

عشق یعنی وقتی که مامان من برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از اینکه بدش به بابا امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه. دنی - 7 ساله

عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی که خسته ای به لبت میاره . تری - 4 ساله

 

عشق وقتیه که شما همش همدیگه رو می بوسید بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می زنید. مامان و بابای من دقیقا اینجورین. امیلی - 8 ساله

 

عشق همون باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگه داری و فقط با دقت گوش کنی. بابی - 7 ساله

اگه می خواهی دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری ، باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی. نیکا 7 - ساله

عشق اون موقعس که تو به پسره می گی که از تی شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز می پوشتش. نوئل - 7 ساله

 

عشق مثل یه پیرزن کوچولو و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستن حتی بعد از اینکه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن. تامی - 6 ساله

موقع تکنوازی پیانو ، من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی که منو نگاه می کردن نگاه کردم و بابام رو دیدم که وول می خوره و لبخند می زد اون تنها کسی بود که این کار رو می کرد. من دیگه نترسیدم. کیندی 8 - ساله

 

مامانم منو بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره. کلر - 6 ساله

عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا. الین - 5 ساله

 

عشق زمانیه که مامان، بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تیپ تره. کریس - 7 ساله

عشق وقتیه که سگت می پره بقلت و صورتت رو لیس می زنه حتی اگر تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشی. مری آن- 4 ساله

 

می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینکه تمام لباسهای قدیمی خودشو می ده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون تا لباسهای جدید بگیره. لورن - 4 ساله

 

وقتی شما کسی رو دوست دارید موقع حرکت از مژه هاتون ستاره های کوچولویی خارج می شن. کارل - 7 ساله

دوست داشتن اون وقتی هست که مامان صدای بابا رو موقع دستشویی می شنود ولی بنظرش چندش آور نمیآد. مارک - 6 ساله

 

و بالاخره آخریش ؛ تو رقابتی که هدفش پیدا کردن مسئول ترین بچه بوده ، پسر بچه 4 ساله ای برنده می شه . همسایه دیوار به دیوار این آقا پسر یک مرد مسن یود. این آقا به تازگی همسر خودشون رو از دسته داده بودند. پسر بچه وقتی پیرمرد رو تنها در حال گریه کردن دیده بوده به حیاط خانه پیرمرد وارد می شه و می پره بقلش و همونجا می مونه، وقتی مادرش ازش می پرسه که پی کار کردی؟ میگه که هیچی من فقط کمکش کردم تا راحت تر گریه کنه

 

  

نوشته شده توسط شقایق در پنجشنبه 18 آبان 1385 و ساعت 11:11 ق.ظ
ویرایش شده در شنبه 11 آذر 1385 و ساعت 12:12 ب.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[شب و شعر و ترانه , ]



نوشته شده توسط شقایق در پنجشنبه 27 مهر 1385 و ساعت 12:10 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

تشکر از همه ی عزیزان [شب و شعر و ترانه , ]




نوشته شده توسط شقایق در چهارشنبه 19 مهر 1385 و ساعت 10:10 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

باران [شب و شعر و ترانه , ]


باز هم دلم بارانی ست برای دیدنت

ولی اینبار نه از روی غم

بلکه از شادی دیدارت...



نوشته شده توسط شقایق در چهارشنبه 19 مهر 1385 و ساعت 10:10 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[شب و شعر و ترانه , ]



نوشته شده توسط شقایق در شنبه 21 مرداد 1385 و ساعت 03:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[شب و شعر و ترانه , ]

روزای خیلی طلایی یادته ؟


 

شعرای كتاب درسی یادته ؟


یادته گفتی میترسی یادته ؟


عكسمون تو قاب عكست یادته ؟


بله ی بدون مكست یادته ؟


دستمون تو دست هم بود یادته ؟


غصه هامون كم ِ كم بود یادته ؟


چشم نازت مال من بود یادته ؟


دیدن من غدغن بود یادته ؟


روزگار قهر و آشتی یادته ؟


هیچ كس و جز من نداشتی یادته ؟


رویاهای آسمونی یادته ؟


قول دادی پیشم بمونی یادته ؟


روزای بی غم و غصه یادته ؟


ببینم اول قصه یادته ؟


عصر ابراز علاقه یادته ؟


خبر خوش كلاغه یادته ؟


دست گرمت تو زمستون یادته ؟


شونه من زیر بارون یادته ؟


خندیدن رو با اجازه یادته ؟


حرفهایی که گفتی رازه یادته ؟

پنهونی سر قرارا یادته ؟


تأخیرا توی بهارا یادته ؟


گوش ندادیم به نصیحت یادته ؟


میگشتیم دنبال فرصت یادته ؟


دستاتو میخوام بگیرم یادته ؟


راستی بی تو من میمیرم یادته ؟


دونه دادن به كبوتر یادته ؟


خاطرات توی دفتر یادته ؟


واسه فال ، قهوه رو خوردن یادته ؟


روزی صد بار بی تو مردن یادته ؟

چیزی خواستیم از خدامون یادته ؟


مستجاب نشد دعامون یادته ؟


چشممون زدن حسودا یادته ؟


چشامون شد مثل ابرا یادته ؟

چشم من به چشمت افتاد یادته ؟


كاری كه دست دلم داد یادته ؟

پیش هم بودیم نذاشتن یادته ؟


اونا مارو دوست نداشتن یادته ؟

SmileySmiley

 
روزای ترس از جدایی یادته ؟

نوشته شده توسط شقایق در پنجشنبه 1 تیر 1385 و ساعت 03:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

ادامه مطلب

لینک ثابت || نطرات [--]

[شب و شعر و ترانه , ]

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون

دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون

 ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش

با پول اون نخ خریدم  زخم دلم رو بستمش

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی

من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه

قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

من واسه تو خیلی کمم

   

قلب من



نوشته شده توسط شقایق در پنجشنبه 1 تیر 1385 و ساعت 01:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[پیام های بازرگانی , ]

 
 

                                                                                                   

          

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

 

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬



نوشته شده توسط شقایق در یکشنبه 28 خرداد 1385 و ساعت 07:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[شب و شعر و ترانه , ]

 

انتظار واژه ی غریبی است ...
 واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست
که با آن خو گرفته ام.
 که چه سخت است انتظار ..
هرصبح طلوعی دیگراست برانتظارهای فرداهای من!
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو، نمیدانم؟
 
شاید روزی بخوانند بر تو، عشق مرا
می دانم روزی خواهی آمد، می دانم
گریان نمی مانم، خندانم!
برای ورودت ای عشق
وقتی که به یادت می افتم،
 
به یاد خاطراتت...نامه هایت را مرور می کنم،
 یک بار...نه...بلکه صد بار
وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد



نوشته شده توسط شقایق در یکشنبه 28 خرداد 1385 و ساعت 07:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...

عشق

تشکر از همه ی عزیزان

باران

واسه ی همه ی عاشقان

دو برادر هنرمند!

لاو!

بازگشت...

کتابم چاپ شد


صفحات وبلاگ...

1 2 3 4

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من
[yahoo]

نویسندگان

شقایق(38)

موضوعات

عمومی(4)
شب و شعر و ترانه(31)
پیام های بازرگانی(3)

آرشیو

  آذر 1385 (1)
  آبان 1385 (1)
  مهر 1385 (3)
  مرداد 1385 (1)
  تیر 1385 (2)
  خرداد 1385 (5)
  اردیبهشت 1385 (1)
  اسفند 1384 (3)
  بهمن 1384 (2)
  دی 1384 (9)
  آذر 1384 (9)
  آبان 1384 (1)


لینکستان


لینکدونی

علوم ماورا و فال (-)
روزها (-)
چنین گفت پرپرک (-)
MaSHHaD CHaTers (-)
سیاوش قمیشی (-)
نشر مهد فرهنگ (-)
عمرا اگه اسمشو بگم (-)
V_QN:TEAM (-)
شادمهر عقیلی (-)
شعر و شقایق۱ (وبلاگ قبلی من) (-)
نغمه های تنهایی من (-)
آرشیو لینكدونی


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 با تشکر از...

طراح قالب

All Powered By :
MihanBlog.com





sh49h4739h.Mihanblog.com